دفتر بی خط
 
۱۳٩٠/٢/۱۳ :: ٦:٢٤ ‎ب.ظ :: نويسنده : شیـما

٢۴ تموم شد! مژه اپیزورد آخر از اون اپیزودای رو اعصاب بود! هیجانش خیلی بالا بود! استرس ولی قشنگ تموم شد! مژه مخصوصا ۵ دیقه آخر فیلم .. بغل کاش ادامه ش بدن! خیال باطل دلم واسش تنگ میشه! قلب

دیروز داشتم از یونی برمیگشتم .. تو مترو آریاشهر بودم .. داشتیم با بچه ها میرفتیم سمت واگن آخر .. یهو اون گوشه یه نفرو دیدم شبیه حمید بود! خنده برگشتم دوباره نیگا کردم دیدم خودشه!! خنده خنده یه چن ثانیه وایسادم نیگاش کردم داشتم فک میکردم چیکار کنم نیشخند طاقت نیووردم رفتم جلو! نیشخند بنده خدا یهو کپ کرد منو دید! خنده یه چن مین حرف زدیم دیدم بچه ها همه برگشتن دارن مارو نیگا میکنن زود خدافظی کردم رفتم! نیشخند شانس من بیشتر وقتا من و سیما با هم برمیگشتیماا، این سری واسه اولین بار تو طول این ترم ۵ نفر بودیم! منتظر نیشخند حالا بچه ها هم هی گیر دادن کی بود کی بود هرچی هم میگم دوست نتیم بود میگفتن پــ از کجا شناسختیش؟!!! خنده خلاصه کلی ذوق مرگ شدم نیشم تا شب باز بود الکی! خنده

در ادامه ی برنامه ی دوشنبه ها .. دیروز آز معماری تئوری برگزار شد و استاده بازم هیچی درس نداد و یه تحقیق و پروژه داد و یه نرم افزار معرفی کرد گفت برید دانلود کنید خودآموزشو پیدا کنید بخونید پروژتونو انجام بدین جوابشو واسم بیارید!! تعجب بقیه ی تایم کلاس هم داشتیم با استاد چونه میزدیم ( دعوا میکردیم ) که این چه وضعشه!! خداییش اگه اینجوریه کلاس واسه چی تشکیل میدن یهو بگن خودتون برین بخونین یاد بگیرین آخرش بیاین امتحان بدین دیگه! قهر

پرسپولیس هم ٣ تا به الاتحاد زد ٢تام خورد! ولی به خاطر برد بنیادکار حذف شدیم! خنثی کلا بازیه ضد حالی بود! مخصوصا اون دو گلی که خوردیم! قهر اولی که دو سه دیقه بعد اون ٢ تا گلی که پشت سر هم زدیم خوردیم و دومیشم دقیقه ٩۴! خنثی حیف شد ... افسوس





 
درباره وبلاگ
شیـما



نويسنده
RSS Feed