آب بازی تو درکه!

دیروز رفتیم درکه خیــــــــلی خوش گذشت! بغل به جای کوه نوردی، رودخونه نوردی کردیم هم خیس شدیم .. هم یخ زدیم .. هم آبرومون رفت! ولی حال داد! نیشخند آخرش مهناز اومد به من کمک کنه خودش تا گردن رفت تو آب!! خنده

کلا از اول تا آخر سوژه داشتیم! نیشخند اول درکه رفتیم تو مسجد نماز بخونیم .. فقط من و مهسا و مهناز بودیم! داشتیم نماز میخوندیم یه آقاهه از پایین صدا زد کسی بالا نیست؟ ما هم وسط نمازمون بود نمیتونستیم حرف بزنیم .. هیچی نگفتیم! یارو چن بار صدا زد دید کسی جواب نمیده درو بست رفت!!! خنده فقط با بدبختی نمازمونو تموم کردیم و منفـــــــجر شدیم از خنده!!! قهقهه بعد کلی داشتیم دنبال راه نجات میگشتیم حالا هیچ کدوم از پنجره هاشم باز نمیشد! نگران گفتیم نمازمونو تموم کنیم بعد بشینیم داد و بیداد کنیم بیان نجاتمون بدن! آخرش که نمازم تموم شد رفتم پایین دیدیم درو قفل نکرده! خنده به همین راحتی نجات پیدا کردیم! نیشخند

رفتیم تو سفره خونه همیشگیمون غذا خوردیم! آخرش رفتیم دستشویی ( Just 4 Makeup) یهوو 2 تا پسره هم اومدن بالا! داشتن با خودشون کل کل میکردن که دستشویی زنونه س یا مردونه .. پسره از مهناز پرسید اینجا زنونه س؟ مهناز گفت نه با همه!!!! قهقهه قهقهه یعنی من و مهسا همونجا ترکیدیم از خنده! خنده بعد دیدیم خو الان اینجا مختلط شد ما نمیتونیم هیچ کاری بکنیم .. اومدیم به صورت سکرت عملیات انجام بدیم حواسمون نبود ملت از روی کوه میبیننمون!! یهوو یه پسره از اون بالا داد زد نکنید زشته!!! قهقهه آخرشم هیچ کاری نتونستیم بکنیم برگشتیم پاییش! فقط الکی کلی سوتی دادیم! خنده

رفته بودیم دم آبشار! 3تا پسر بچه 17، 18 ساله هم اونجا بودن! ما 3 تا هم تو آب بودیم یهووو مهناز رفت سمت پسرا گفت فیلمی که ازمون گرفتینو پاک کنین!! یکیشونم برگشت به مهناز گفت اعتماد به نفست بالاسااا!!! خنده نمیدونم چی شد دیگه مهنازو متقاعد کردن بیخیال شد فقط هی اذیت میکردن میگفتن نفرینتون میکنیم و اینا! نیشخند آخرشم تو تجریش دیدیمشون دوباره! نیشخند

یه چیز دیگه هم دم آبشار دیدیم که چون 25+ نمیتونم تعریف کنم! نیشخند فقط خیلی بیشعور بودن! منتظر

بعدشم که عملیات رودخونه نوردی و آب بازی و اینا .. آخرشم میخواستم از کوه بیام بالا .. پایینش دره بود .. یه جورایی خطرناک بود! ملت هم جمع شده بودن در صورت نیاز کمکم کنن یه آقاهه هم اعصاب نداشت گیر داده بود میگفت این کارای خطرناک چیه میکنین و اینا .. منتظر آخرش دیگه خودمم ترسدیم بی خیال شدم از یه راه دیگه رفتم! نیشخند

بعدشم که تو مینی بوس برگشت یه خانومه و آقاهه هندزفری تو گوششون بود آهنگ گوش میدادن با هم کل انداخته بودن میرقصیدن! خنده دیگه یه فیلم سینمایی هم اونجا داشتیم! نیشخند

خلاصـــه .. درکه ی خاطره انگیزی شد واسمون .. از همیشه بیشتر خوش گذشت! قلب

پنجشنبه بالاخره لپ تاپه رو خریـــــــــدم!! هورا یه N43JF گرفتم! هنوز که زیاد باهاش کار نکردم اما دوسش دارم! قلب واسه افتتاحش هم دارم باهاش آپ میکنم! نیشخند

/ 6 نظر / 4 بازدید
مهسا

ee با لپ تاپ آپ کردی!! [نیشخند] (واج آرایی پ [خنده] ) نه نمیشه اون +25 رو باس جز به جز تعریف کنی! [قهر][خنده]

مهسا

اوو مگه بیکارم! [اوغ] خودم که دیـــدم! [پلک][خنده]

امیر

چه آپ پر حاشیه ای[نیشخند] چقدر کار کردین[نیشخند] شیمیییی اگه +25 بود تو واسه چی نگاه کردی؟ اصلا" واسه چی متوجه شدی +25 هست؟؟؟ هان هان؟؟؟ تازه آخرش +21 از اون به بعد همه چیز مجاز [قهقهه] ببین چی بوده که +25 بوده[قهقهه] لب تاپت هم مبااااارک آجی شیمییی جونممم[نیشخند]

امیر

نه حالا خوش حال نشو[قهقهه] تو خارج که دین و ایمون ندارن این جا تا اطلاع ثانوی ممنوعه[نیشخند]

امیر

بعد از اونم که مجاز می شه از خوشحالی آزادی تو اون سن و سال سکته می کنی[قهقهه]