مشهد ... :X

دو سه روز بیشتر نمونده! بغل کلی منتظرش بودم! تو این هفت هشت سال که داریم میریم همیشه از چن ماه قبلش کلی ذوقشو داشتم و واسش روز شماری میکردم .. اما امسال علاوه بر همه ی اینا احساس میکنم چقــــــــــــد بهش احتیاج دارم! خیال باطل

این روزا .. حتی بیشتر از چن ماه قبل می خوام که برم! تو این روزای وحشتناکی که گذروندم دلم یه آرامش حسابی میخواد و می دونم به جز حرمش هیچ جای دیگه ای نمیتونه آرومم کنه! خیال باطل

هرچی بیشتر میگذره تنفرم بیشتر میشه .. تحملم کمتر یشه! سخته این همه دروغو .. این همه حماقتو ببینی و آروم باشی! اما تحمل این شرایطم سخته واسم! ناراحت آخه منی که یه دعوای ساده رو تو خیابون نمیتونم ببینیم چجوری میتونم باتوم خوردن و اونجوری وحشیانه حمله کردن به آدمایی مث خودمو ببینم و از استرس نمیرم؟!! ناراحت 

اما .. نمیتونم هم بی تفاوت باشم و بذارم هرجور که دلشون میخواد ملتو بازی بدن! کاش یه اتفاقی بیوفته! کاش همه ی این جریانا تموم شه! اصلا کاش زمان همون دو سال پیش متوقف میشد! خنثی

هر روز تصمیم واسه رفتن جدی تر میشه! فعلا تنها راه فرار از این همه بدبختی همینه!

پ.ن: تونی مرد!!! خنثی ادگار مرد! میشل و پالمر هم اول سیزن مردن! ناراحت به چه امیدی دارم 24 نیگا میکنم؟! متفکرافسوس

/ 2 نظر / 5 بازدید
مهسا

[گریه] [گریه] [گریه] [گریه] [گریه] واسه بچه های 24 بود [نیشخند] من هنو نمیدونم میخوام چی کار کنم مشهدو [ناراحت]

مهناز

فرار راحترین راه ممکنه خره بگرد یه راه دیگه پیدا کن[چشمک] خوب بمیر یه فیلم و من نمی دونم اخرش چی میشه میخوام بشینم ببینما اگه گذاشتی هی بیا لو بده[اوغ][نیشخند]