استرس

بازی که شروع شد داشتم فک میکردم که چی به سر پرسپولیسم اومد که اون بازی های پر هیجانش با سپاهان انقد واسمون عادی شده و آزادی ای که اون موقع واسه تماشاگرای تیمم کوچیک بود حالا باید انقد جای خالی داشته باشه! افسوس خیلی ریلکس و راحت نشسته بودم و بازی سرد و مزخرف رو نیگا میکردم و دلم واسه هیجان و استرس سالای قبل تنگ شده بود! خیال باطل

اما نفهمیدم چی شد که از دقیقه ی ٨٠ به بعد استرسه کم کم زیاد شد و آخرای بازی اونقد شدید شد که فقط داشتم دعا میکردم که پرسپولیس زودتر گل رو بزنه و بازی به وقت اضافه نکشه! نگران اون نیم ساعت وقت اضافه رو نفهمیدم چه جوری دیدم! فقط داشتم میمردم از استرس! انقد که فقط داشتم خودمو الکی دلداری میدادم که اگه ببازیم سپاهان قهرمان میشه و ما میریم آسیا اما اگه ببریم معلوم نیست قهرمان میشیم یا نه!! عینک و برعکس همیشه که سرم درد میکرد واسه هیجان پنالتی .. واسه اولین بار اصــــــــــلا دلم نمیخواست بازی به پنالتی بکشه! خنثی فقط خدا رو شکر که دو تا ضربه ی اول سپاهان گل نشد وگرنه فک کنم سکته هه رو زده بودم! اوه

حالا همش دارم به این فک میکنم که چی شده که ۵-۶ سال پیش هفته ای یه بار این استرس باهام بود و حالا استرس یه بازی تو یه فصل انقد اذیتم میکنه! یعنی تو ٢٢ سالگی انقد پیر شدم که دیگه تحملشو ندارم؟!! متفکر

/ 4 نظر / 6 بازدید
امیر

6 تا بچه قد و نیم قد دارییییااا می خوای استرس ام بگیرییی؟=)))))) ولی خوداییی آجی شیمی قبول کن هییییچ تیمی تو ایران الان به خفنی سپاهان نیست[نیشخند][نیشخند]:-"

امیر

بچه می یاری فکر بزرگ کردن هم باش دیگه[قهقهه] شیمییی بیا و تخصصی به قضیه نگاه کن نه تعصبی[نیشخند] خدایی سپاهان قویه خیلی[نیشخند]

امیر

کشته مرده روش تربیتیتم[قهقهه] نیگاا تو آسیا چه خفن بازی می کنه[رویا][نیشخند]