اعتراض 3 .. تمرین .. صعود به پلنگچال

خــــــــب ... 

چهارشنبه ساعت 12 و ربع با مژده رفتیم دم باشگاه! مژه چن نفری اومده بودن! وایسادیم دور هم و در مورد تیم و رویانیان و .. صحبت میکردیم و منتظر بودیم تا جلسه هیئت مدیره شروع بشه! خیال باطل مازیار زارع و علیرضا نورمحمدی هم اومدن .. ما هم گفتیم تحویلشون نگیریم نیشخند اما بنده خدا مازیار رد شد سلام کرد دیگه مام جوابشو دادیم .. نورمحمدی هم رد شد گفت ساملکم!!!!!! تعجب لطفی که مازیار و علیرضا به رویانیان هم داشتن خیلی جالب بود!!‌ خنده مازیار که یه جوری میگفت این یارو رویانیان انگار داره در مورد سوپور محلشون صحبت میکنه! خنده بعدشم بچه ها رفتن کمال قدردانی و تشکر رو بابت کشیدن موی کرار جاسم از علیرضا بجا اووردن!! نیشخند

راسی یه چیز جالب! سه شنبه یه پسره اومد صاف وایساد کنار من!! ازم پرسید از طرف کجا اومدین و اینا .. به نظرم قیافش آشنا اومد اما چون عینک زده بود نمیتونستم چهرشو تشخیص بدم! متفکر تا اینکه آخراش برگشت گفت منو نمیشناسی؟ گفتم نه! گفت حسن م....ی ام دیگه!!! تعجب فکــــ کن ...!!! حسن پرسپولیسی بود!!! نیشخند انقد خوشحال شدم دیدمش! نیشخند

حالا چهارشنبه .. یه پارچه اوورده بود که نوشته بود ما خواستار بازگشت مصطفی دنیزلی هستیم ..! اونو آویزون کردیم جلوی باشگاه که اعضای هیئت مدیره که میان ببینن! خیال باطل آخرشم امضاش کردیم گذاشتیم تو باشگاه! نیشخند

ساعت 2 اینا بود که بالاخره اعضای هیئت مدیره اومدن! عینک اولش رویانیان اومد ... همه دورش جمع شدیم و بچه ها تند تند حرف میزدن و انتقاد میکردن و خواسته هاشونو میگفتن .. تا نوبت این رسید که جواب بده یهوو علی پروین اومد همه رویانیان رو ول کردن ریختن دور پروین! خنده بعد دوباره استیلی اومد و بچه ها همه حمله کردن دور استیلی و کلی بهش انتقاد کردن و اونم ترسیده بود و فقط میگفت شرمنده ام!! منتظر یعدشم زود در رفت و دویید بالا و بچه ها هم واسه همین عصبانی شدن و یکی از بچه ها هم که از کرج اومده بود و کلی قاطی بود داد زد گفت نوکر غیرتتم که دیگه سوژه شده و کلی از حرفش میخندیم!! خنده

آخرشم پنجعلی اومد که وایساد و کلی با بچه ها صحبت کرد و البته بچه ها بازم بیشتر انتقاد میکردن و اونم حرفای بقیه رو تکرار میکرد! آخرشم گفتن جلسه دیر شد و کشوندنش بالا! خنثی

ما هم دیگه پشت در یه کم علیه استیلی شعار دادیم و دنیزلی رو تشویق کردیم تا اینکه بالاخره سر و کله ی پلیس هم پیدا شد و گیر داد که برین! زبان یه گزارشگرم از صدا و سیما اومد که بچه ها باهاش مصاحبه کردن!

سامان آقازمانی هم تو باشگاه بود که ما که بیرون شلوغ کرده بودیم سرشو از پنجره اوورد بیرون ببینه چه خبره که بچه ها گیر دادن بهش و گفتن خیلی بی غیرتی که قبل دربی دعوا راه انداختی و یه کم داد و بیداد کردن که بنده خدا پاشد اومد پایین! یعنی با اون عصبانیتی که از بچه ها دید خیلی مرد بود و جرات داشت که اومد پایین و باهامون روبرو شد! تشویق اومد و واسه بچه ها توضیح داد جریان چی بوده و بچه ها هم کاملا بهش حق دادن و خداییش نظر من یکی که نسبت بهش تغییر کرد! مژه

بابای علیرضا حقیقی هم اومده بود و تائید کرد تو جریان دعوا علیرضا مقصر بوده و فحش داده! قهر میگفت میخوان علیرضا رو بفرستن تراکتور .. ما هم گفتیم نمیذاریم و کلی حمایت کردیم ازش! البته من و مژده بعد از صحبتای سامان نظرمون تغییر کرد! نیشخند

بعدشم دیگه از طرف باشگاه گفتن 3 نفر بمونن که برن بالا و حرف بزنن! مژه بهروز و نیما و اون کرجی قاطیه موندن! با رویانیان و استیلی صحبت کرده بودن و استیلی هم گفته بود بازیکنا کم کاری میکنن و شمارشو داده بود به بهروز که هماهنگ کنه بریم سر تمرین و کارشونو ببینیم! خیال باطل

اولش ما گفتیم دخترا رو راه نمیدن اما بهروز مگفت چون استیلی دعوتمون کرده میتونید برید! مژه منم پنجشنبه ساعت 9 صب دفاع داشتم و تمرین ساعت 10 بود! نگران انقد که واسه اینکه به موقع سر تمرین برسم استرس داشتم واسه پروژم نداشتم! نیشخند

پنجشنبه ساعت 9:5 جردن .. شرکت پ ذ ی ر ا ی ی بودم! زود رفتم که مثلا کارم زود تموم شه! رفتم دیدم هیشکی تو شرکت نیس!! منتظر زنگ زدم استاد خواب تشریف داشتن! خنثی میگه من گفتم 9 بیا الان که ساعت 8!! آقا به جای اینکه ساعتو 1 ساعت بکشه عقب، 2 ساعت کشیده! زبان نیم ساعت هم منتظر موندنم تا اومد و دفاع کردم و آژانش گرفتم که برم نوبنیاد .. سر تمرین! ساعت یه ربع به 11 اونجا بودم! رفتم دیدم مژده و بهاره تو پارکینگ وایسادن و راشون ندادن! ابرو حتی علی پروین هم وساطت کرده بود و قبول نکرده بودن!! قهر خلاصه کلی اوسگل شدیم و تا ساعت 12 منتظر موندیم تا تمرین تموم شه! آخرشم وایسادیم دم در هر بازیکنی که با ماشینش رد میشدو چپ چپ نیگا میکردیم بهشون تیکه مینداختیم!! نیشخند به جز علی کریمی البته! قلب نیشخند

یه کشف مهم! نیشخند فک کنم دلیل اینکه دخترا رو راه نمیدن بی جنبگی بازیکنا و مربیا باشه! خنده تو پارکینگ که وایساده بودیم بهنام ابولقاسم پور و علیرضا امامی فر اومدن و بهنام به بهاره شماره داد! خنده مرتیکه از سنش خجالت نمیکشه! نیشخند

بعدشم از اونجا رفتم خونه خاله صدیقه اینا! خیال باطل جمعه صبح با مهناز رفتیم درکه! قرار گذاشته بودیم اینبار دیگه تا پلنگچال بریم! مژه ساعت یه ربع به 10 اینا دم کوه بودیم و ساعت 1 رسیدیم پلنگ چال! از خود راضی تو راه کلا نیم ساعت شاید نشستیم! یعنی آخراش واقعا دیگه نمیتونستیم راه بریمااا!! خودمم تعجب کرده بودم از اینکه مث خر دارم میرم بالا!! خنده ولی کلی حال داد! بغل بعدشم تا دو روز کلی پا درد داشتم البته! نیشخندولی مسیرش که خیلی قشنگ بود! اصلا دیگه اون پایین بهمون نمیچسبه! نیشخند

شب هم قرار بود خونوادگی بریم ارم و ما تا رسیدیم خونه خاله اینا حاضر شدیم و راه افتادیم! بعدشم دوباره برگشتیم خونه خاله اینا و شنبه بعد از ظهر برگشتیم سر خونه زندگیمون! نیشخند

امرور هم به مناسبت تولد الهه با 1 ماه و نیم تاخیر رفتیم پارک جمشیدیه و کلی خوش گذشت! قلب

راسی .. دیروز پرسپولیس فجرو برد! نیشخند دومین برد بعد از 8 هفته! نیشخند تبریک میگم! خنده

بعدا نوشت: الان تو دوربین نود عکسای چهارشنبه رو نشون داد!! خنده من و مژده فقط تو یه عکس از پشت سر و از دور معلوم بودیم! خنده مهدی رو که قشنگ کلوزآپ نشون داد!! قهقهه سری رفتم ف ب دیدم بچه ها آنن و کلی خندیدیم با هم! خنده معروف شدیم رفــ ..!! نیشخند

/ 3 نظر / 14 بازدید
مهدی

یه سوال ...؟ به نظر شما در پایان این فصل فوتبال ایران کدام گزینه زیر اتفاق میفته...؟ 1- تعداد گلهای فرهاد جون از کل امتیازات پرسپولیس بیشتر است... 2- برابر است 3- کمتر است زود جواب بدین که مهلت مسابقه تموم نشه...!

مهدی

الو الو 125 پرسپولیس اتیش گرفته...[قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه]

مهسا

حسابی اکتیو شده آبجیم [خنده]