مشهد .. سری 7

گفته بودم کاش زود نگذره اما خیـــلی زودتر از اونی که فکرشو میکردم گذشت و به جاش خیـــلی بیشتر از اونی که فکرشو میکردم خوش گذشت!‌ بغل

همه چی خیلی خوب پیش رفت! خیال باطل مخصوصا واسه من و مهناز! نیشخند

جمعه صبح که رسیدیم هنوز اتاقامون آماده نشده بود .. واسه همین با مهناز و مهسا و مینا رفتیم حرم! قلب چون نماز جمعه بود دم ضریح خیــلی خیــلی شلوغ بود! نگران با مهناز رفتیم وایسادیم بین جمعیت! یه موقع هایی تا نیم متری ضریح رفتیم و پرت شدیم عقب اما از رو نرفتیم و بازم موندیم و له شدیم! نیشخند ( وقتی میگم له شدیم یعنی لـــــــــــــــــــــه شدیماااااااا! در حدی که وقتی اومدم بیرون یه ذره انرژی هم تو بدنم نداشتم! نگران ) .. تا اینکه بالاخره موفق شدیم! هورا

این سری قبل اینکه بریم خیـــلی پر بودم! اما وقتی رسیدیم .. وفتی واسه اولین بار رفتیم حرم .. حتی وقتی روبرو ضریح بودم یه حس خوشحالی و سبکی عجیبی داشتم! خیال باطل حتی دفعه های بعدم همین حس باهام بود! با بچه ها تو اون شلوغی اطراف ضریح که وایساده بودیم و داشتیم له میشدیم الکی میخندیدیم! نیشخند بعدشم که دورتر وایسادم و ضریحو نیگا میکردم بازم کلی آروم بودم! خیال باطل یه آرامش و سبکی ای که خیلی وقت بود تجربه نکرده بودم! خیال باطل حتی دلم نمیخواس دعا کنم! دوست داشتم وایسم و از این همه حس خوب لذت ببرم! قلب

شب هم دوباره چهارتایی رفتیم حرم و بازم تونستیم بریم جلو! قلب فقط برگشتنه از سرما فیریز شدیم و تا هتل پروانه میزدیم!‌ خنده

شنبه از صبح ما چهارتا با میترا رفتیم موج های آبی! قلب فقط میتونم بگم فوق العاده بود!‌ هورا کلی جیع زدم و کلـــــی تخلیه انرژی شدم!‌ مژه تازه یه عالمه هم ثواب کردم و بچه ها و ملتو خندوندم!‌ خنده نامردا جیغای منو کرده بودن سوژه ی خودشون همش منتظر بودن من یه چیزی سوار شم جیغ بزنم اینا بخندن!‌ منتظرنیشخند سرسره موجش وحشتناااااااااک بود! نگران دوبار سوار شدیم و هر دو بار از اعماق وجودم به غلط کردن افتادم!‌ نیشخند رودخونه ش هم خیـــــلی حال داد! بغل فقط بعدشم حسابی کبود شدیم اما می ارزید! نیشخند از ١٠:٣٠ تا ۶:٣٠ اونجا بودیم و وقتی رسیدیم هتل هم از رو نرفتیم و شب با دخترا و زن دایی زهرا رفتیم حرم که از همه ی دفعه های قبل خیلی بیشتر چسبید!‌ قلب اینارم واسه سومین دستمون به ضریح رسید! هورا

یکشنبه هم واسه نماز ظهر و عصر رفتیم حرم و بالاخره بعد ٢ روز تو حرم نماز جماعت خوندیم! مژه ظهر که داشت برف هم میومد و خیـــلی حال داد! قلب

واسه خرید هم چون بازار رضا نزدیک هتل بود رفتیم اونجا و واسه سیـما و سپـی سوغاتی خریدم!‌ فقط به مهناز شله ندادیم بخوره کلی حال کردم‌! خنده

از دیشب هم دوباره .. افسوس میخواستم امروز دیگه نرم بیرون که حداقل چن روزی آرامش بعد مشهد باهام بمونه اما مث اینکه قسمت نیس آروم بمونیم! نیشخند باید برم مفتح یه سی دی واسه مهسا بگیرم و بعدشم مجبورم تا ۶ ، ٧ بیرون بمونم چون کلید خونه رو دادم به مامان و نمیتونم زود برگردم! نیشخند

پ.ن ١: نمیخوام انرژی منفی بدم اما اینجا تونـس و یـمن و ... نیس! نه مردم ما اتحاد مردم اونا رو دارن نه دولتـشون مث دولـت ما انقد پشتش گرمه!‌ واسه همین دیگه از شنیدن خبر تظاهرات و اینا خوشحال نمیشم! میدونم کاری نمیتونیم بکنیم به جز اینکه مردم بدبختمون الکی کشته و دستگیر بشن!‌ ناراحت کاش زودتر تموم کنن و بازم مث قبل سرمونو بکنیم زیر برف و فک کنیم همه چی چقد خوبه! خنثی هرچی هست بهتر از یه جنگ بی فایده س! افسوس

پ.ن ٢: وقتی میری مشهد فقر فرهنگی مردم کشورمون خیلی به چشم میاد!‌ نمیدونم چطور بعضیا فک میکنن با آرنج کوبیدن و هل دادن بقیه زیارتشون قبول میشه! قهر به خدا اگه از ته قلبت از خودش بخوای میرسونت جلو! هرطور که شده! خیال باطل کی میشه مردممون انقد شعورشون بره بالا که بفهمن میشه خیلی آروم دونه دونه زیارت کرد و رفت و جارو واسه بقیه باز کرد! خیال باطل

/ 2 نظر / 5 بازدید
مهناز

1- واقعا واسه من و تو یه چیز دیگه بود[چشمک][نیشخند] 2- جیغات فو قالعاده بود خوب شیما به ما چه؟[خنده] 3- فک کنم هنوز ترس سر سره موج روته چون به جا غلط کردن گفتی غلط کردم افتادن[خنده] 4- ولی همون له شدن می ارزید به اون زیارت باور نکردنی[قلب] 5- خیلی ا.ن.ی که به من شله ندادی[قهر][نیشخند] 6- منم امیدوارم[نیشخند]

جوجه ی عشق

سلام من دوباره به شما سر زدم شما هم به خرابه ی ما سرکی بزن/خوش به حالتون/[گل][گل][گل][گل][گل]همشو خوندم قشنگ بود