یونی ما .. :D

من نمیدونم این چه دردیه هر وقت میرم دانشگاه هر تایمی برگردم کلی خسته ام و بدنم کوفته س! متفکر نمیدونم به خاطر ۴ ساعت تو اتوبوس نشستنه یا خودم کلا مشکل دارم! متفکر

از اونجایی که به من طفلکی استاد پروژه نرسیده بود امروز رفتم یونی دنبال استاد! نیشخند حالا استادمو انتخاب کردم اما فک کن کی؟!!! نیشخند پـذیـــــــــــرایی!!! خندهخنده شده جریان همون مار و پونه! نیشخند میخواستم شاهرخو بردارم اما چون میخواستم طراحی سایت کار کنم مجبور شدم این خفتو قبول کنم! نیشخند البته بنده خدا اون جوریام نیستااا! تازه فرناز میگفت تریپ سختگیری میاد اما سختگیر نیس! منم موضوعمو گفتم قبول کرد! مژه گفتم میخوام با php بنویسم گفت asp.net بنویس! واسه من فرقی نداره من چون میخوام ادامه ش بدم دوست دارم چیزی که بیشتر کاربرد داره رو یاد بگیرم .. فک میکردم php پرکاربردتره که امروز بچه ها هم گفتن asp بهتره! با اینکه asp سخت تره اما شاید چون پیش زمینه دارم واسم راحتتر باشه یاد گرفتنش! عینک باید بگردم دنیال یه آموزشگاه خوب که حرفه ای یاد بدن! خیال باطل

امروز صب با مهسا رفتم قزوین! تو اوتوبوس، حامد ( دوست مهسا ) رو دیدیم دیگه تا آخر مسیر سرمون گرم بود! خنده

میخوام لپ تاپ بخرم .. واسه همین یکی دو هفته ایه دارم این فروما رو میخورم! نیشخند کلی مدلای مختلف پیدا کردم و بعد یه مشکلی داشتن و پشیمون شدم .. الان یه مورد خیلی خوب دیدم فردا میرم یا پاساژ رضا یا پایتخت قیمت میکنم و از فروشنده ها اطلاعات میگیرم اگه خوب بود هفته ی دیگه میخرمش! خیال باطل

این ترم هم پروژه دارم هم اینکه برعکس این 3 ترم کلی پروژه برنامه نویسی و نرم افزاری دارم که بدون لپ تاپ کارم راه نمیوفته! واسه طراحـی پیـاده سـازی هم باید کامپایلر بنویسیم که دست کمی از پروژه پایان ترممون نداره! عینک یعنی من نمیدونم اینا این درسا رو تو طول این 4 ترم پخش میکردن نمیشد؟!! متفکر آخه اینم دانشگاهه ما داریم؟! افسوس

دوشنبه ها صبح آزمایشگاه معـماری داریم .. جلسه ی اول 40 تا آدم رفتیم نشستیم تو یه آزمایشگاه 2 در 2!! تازه نصف بچه ها هم جا نشدن پشت در موندن استاد گفت نیاین حضوریتونو میزنم! نیشخند هیچ کاری که نتونستیم بکنیم و استاده هم فقط یه توضیح کوتاه در مورد یکی از IC ها داد و تحقیق داد و گفت برین تا جلسه بعد ببینم چیکار میشه کرد! جلسه ی بعدش، جلسه ی قبل از عید بود و کلاس تعطیل بود! عینک جلسه ی بعدش، جلسه ی بعد از عید بود و بازم کلاس تعطیل بود! نیشخند جلسه ی بعدش رفتیم سر کلاس حتی جا نبود بریم تو کلاس وایسیم! استاده گفت امروزم برین از جلسه ی بعد یه کاریش میکنم! جلسه ی بعدش باز رفتیم سر کلاس دو گروه شدیم که یه هفته در میون بیایم! ما موندیم تو کلاس که گروه اول باشیم .. استاده اومد شروع کنه درس دادن که تخته وایت برد نبود! خنده تخته هم تو یه کلاس دیگه بود که درش قفل بود مسئولشم نبود که کلید بده! نیشخند این بارم استاد نتونست درس بده گفت برین دو هفته دیگه بیاین! قهقهه

کلاس عصر دوشنبه ها هم با و.ر.دیه! نیشخند در حالت نرمال که کلاسش زنگ تفریحه! .. ما یه بار قبل از عید چهارشنبه رفتیم سر کلاسش فقط در همین حد یاد داد که صفحه ی دلفی رو باز کنی و به قول خودش یه چرت و پرتایی بنویسی و خلاصه چیزی نبود که بلد نباشیم! بعدش کلاسو انداختیم دوشنبه که اولین جلسه ش دو هفته بعد عید تشکیل شد! اون روز رفتیم نشستیم سر کلاس، و.ر.د.ی لپ تاپشو نیوورده بود نشستیم دور هم گپ زدیم! نیشخند هفته ی بعدش لپ تاپ بود پروژکتور نبود سایت هم پر بود .. بازم نشستیم دور هم پروژه دیدیم گپ زدیم! خنده این هفته دیگه به یکی از بچه ها سپرده بود قبل از اینکه پروژکتورا تموم بشه سریع یکی کش بره که موفق هم شدیم اما پروژکتوره خراب بود! قهقهه نصف تایم کلاس داشتیم باهاش ور میرفتیم و آخرشم با تصویر تار تو یه وضعیت اسفناک واسمون مراحل کار پروژمونو توضیح داد! نیشخند یعنی من کشته مرده ی این کلاسای پربار یونیمونم! نیشخند

شنبه ها یه استاد خانوم داریم فوق العاده مزخرفه! از ایناس که تازه استاد شده بلد نیس کلاسو مدیریت کنه به جاش با بچه ها دشمنی میکنه! قهر از هر 10 تا کلمه ای که حرف میزنه 6 بارشو میگه ساکت!! منتظر شدیدا هم بی جنبه و کینه ایه! محـمد اوا هم مدلشه که سر کلاسا تیکه بندازه و حتی خیلی وقتا تیکه های ناجوری هم میندازه ولی خداییش تا حالا همه ی استادا یاهاش راه اومدن عینک .. جلسه ی پیش این باز شروع کرد تیکه پروندن و اذیت کردن، بعد کلاس استاده بهش گفته بود برو حذف کن وگرنه میندازمت!! اینم باهاش صحبت کرده بود حالا نمیدونم به توافق رسیدن یه یا نه ولی شنبه اومد نشست سر کلاس! استاده هم باهاش لج کرده بود بهش گیر میداد .. بچه ها داشتن سوال میپرسیدن اینم یه سوال پرسید .. حالا درسته قصدش یادگیری نیست و میخواد اذیت کنه اما اونم استاده وظیفشه که جواب بده! .. محمد یکی دو بار پرسید استاده جوابشو نداد .. یهوو قاطی کرد شروع کرد داد و بیداد کردن که بلد نیستی درس بدی سوال هم جواب نمیدی و من پول دادم وظیفته که جوابمو بدی و این حرفااا! واقعا هم بر عکس همیشه حق با اون بود و کلا فک کنم اولین باری بود که تو عمرش حرف درست حسابی میزد! نیشخند استاده هم عصبانی شد گفت یا از کلاس برو بیرون یا بگو حـدادی بیاد که گفت نمیرم! من بدبخت هم دم در نشسته بودم! یهو گفت تو پاشو برو حـدادی رو صدا کن بیاد!! تعجب یعنی یهو کپ کردماا!! گفتم استاد نرم و اینا گیر داد که نه برو بگو بیاد! وایسادم از بچه ها پرسیدم چیکار کنم برم یا نرم هیشکی صداش در نیومد! منم گفتم خوب میرم ولی ح.د.ا.د.ی رو صدا نمیکنم! داشتم تو راهرو قدم میزدم فک میکردم چه خالی ای سر هم کنم یهو دیدیم احمـد داره میدووه دنبالم که نروووووو پیش ح.د.ا.د.ی!! گفت تو برو سر کلاس من خودم میرم! گفتم من که نمرم پیشش!! میرم میگم در اتاقش بسته بود! خلاصه رفتم بالا دیدیم تازه دکتر هم تو اتاقه!! برگشتم سر کلاس گفتم در اتاقش بسته بود و نشستم! عینک فقط اونقد تابلو خالی بستم نصف کلاس داشتن بهم چشمک میزدن میخندیدن! خنده

ترم اول یا دوم بودیم زمـانی میگفت اینجا مث سیرک میمونه .. دم در یونی باید بلیت فروشی کنن ملت حوصلشون سر میره به جای اینکه برن پارکو اینا بیان یونی شما تفریح کنن یه کم بخندن! خنده

خلاصه که ... یونی جالبی داریم ما! نیشخند

٢۴ جونم داره تموم میشه! فقط ۵ تا اپیزود مونده! خنثی هم دلم میخواد زودتر ببینم آخرش چی مشه هم اگه تموم بشه دلم واسش تنگ میشه! خیال باطل فقط لعنتی این آخریا هم بیخیال ضد حال زدن نمیشه! قهر رنه مـــرد! افسوس هرچقد از آدری بدم میومد و حتی تو طول ٣ تا سیزن نتونستم باهاش ارتباط برقرار کنم .. عاشق رنه بودم و وقتی مرد خیلی شوکه شدم! ناراحت حیف شد .. افسوس

/ 2 نظر / 6 بازدید
مهسا

یا علی! [تعجب] ماشالا فک! [خنده]

امیر

آجی شیمی کلا" بونی رفت واسه هفته های آتی که=))) ایول حرکت خفن:)) مرامی گذاشتیاک[شوخی][نیشخند]