Shima Driver :->

قبــــــــــــــــــــول شـــــــــــــــــــــــدم هوراهورا

بالاخره طلسم شیکست و دیروز امتحان رانندگی دادم و قبول شدم! هورا خیلی حس خوبی بود .. وقتی دیدم افسره واسم نوشت قبـول کلی احساس سبکی کردم! بغل بیشتر از همه از این خوشحال شدم که از شر صب زود بیدار شدنا و اون لحظه های وحشتناک استرس زا خلاص شدم! خیال باطل البته دیروز تا قبل از اینکه سری اول بیان همه چی خیلی خوب بود! از اموزشگاه با مهـسا روجـا و النـاز رفتیم پارک و همش داشتیم میگفتیم میخندیدیم! تازگیا دو تا از این تاب بزرگا هم گذاشتن تو پارک چهارتایی نشسته بودیم روش تاب میخوردیم خیلیم استرس نداشتیم! مخصوصا اینکه شایعه کرده بودن که شنبه از 40 نفر 35 نفر قبول شدن و واسه همین همون یه ذره استرسی هم که اولش داشتیم از بین رفت! اما از سری اولی که امتحان دادن و برگشتن فقط یه نفر قبول شد! اون دو تای دیگه هم میگفتن خیلی سخت گرفت و سنگ چین و اینا بهشون گفته بود که اصلا جزو موازد امتحانی نیست! سنگ چینو که من اولین بار بود حتی اسمشو میشنیدم و اصلا نمیدونستم چی هست!! بعد اون بود که دیگه هممون داشتیم از استرس میمردیم! من که اصلا حتی فکر اینم نمیخواستم بکنم که واسه بار سوم رد بشم!! نگران بیشتر بچه هایی هم که میومدن رد شده بودن و این استرسمونو بیشتر میکرد! جوری که تا قبل از من که نفر 15هم بودم فقط 4 نفر قبول شده بودن! اونایی هم که قبول شدن میگفتن باید خیلی خوب و مسلط باشی و حتی از یکیشون دوبار پارک دوبل و دور دو فرمون گرفته بود!! خلاصـــه .. بالاخره نوبت ما شد! اینبار خدارو شکر نفر اول نبودم! اول یه دختره بود بعد من و بعدم مهسا! اولین نفر قبول شد! من که نسشتم پشت فرمون تا ماشینو روشن کردم اومدم حرکت کنم ماشین خاموش شد!! نگران یادم افتاد با این لگن باید همونجوری که پـوراسـماعیلی میگفت رانندگی کرد! واسه همین بیخیال کلاج شدم و جاهایی که فک میکردم الانه که دیگه خاموش بشه گاز دادم! اول رفتم ته دیهیـم دور دو فرمون زدم! البته من انقد جاهای بدتر و تنگ تر از اونجا دور زده بودم به نظرم خیلیم جای خوب و راحتی بود اما بچه ها میگفتن جای سختی بردتت! پارک دوبلمم جلوی پارکینگ زدم!! خنده ولی خوب پارک کردم خداییش دست قناهـی درد نکنه! مژه ولی اگه قناهـی بفهمه جلو پارکینک پارک کردم منو میکشه! نیشخند جالب اینکه که همیشه جلو پارکینگ میگفت پارک کنم، منم که حواس پرت .. هیچوقت نمیگفتم پارکینگه و پارک میکردم! هروقتم دعوام میکرد میگفتم موقع امتحان حواسم هست! اما ... خجالتنیشخند اما اون موقع انقد استرس داستم اصلا پارکینگو ندیدم! وقتی از ماشین پیاده شدیم دیدم پارک دوبلو واسم علامت زده مهسا گفت جلو پارکینگ پارک کردم!! نیشخند دنده عقبو اینام ازم گرفت و اخرش که گفت پیاده شو دیدم همه چیو داره علامت میزنه! فک کردم رد شدم .. اومدم عقب نشستم دیدم جلوی قبول تیک زد! مژه بعدا فهمیدم اونا که تیک میزده یعنی درسته! 3 تا غلط داشتم که یکیش همون پارکینگه بود دو تا دیگه ام واسم زده که من قبول ندارم! نیشخند از یه طرف سبک شده بودم از یه طرفم چون مهسا نشسته بود پشت فرمون بازم استرس داشتم! همش داشتم صلوات میفرستادم که مهسام قبول شه! اونم خیلی خوب رفت پارک و دورو ایناش همه خوب بود فقط دو سه بار خاموش کرد! نگران دیوونه میگه دیدم تو گاز میدادی از صدای گاز خوشم نیومد خواستم فقط با کلاج کار کنم! منتظر نمیفهمه این ماشینه اوراقه آموزشگاه کلاجش کجا بوده که این میخواد واسه ما تیریپ درایور بودن بیاد! منتظر حالا اشکال نداره ایشالله هفته ی دیگه قبوله! اگه این افسره سه شنبه دیگه ام باشه خیلی خوبه، چون دیگه میدونه چی ازش میخواد و قلق ماشینه هم دسش اومده ایشالله قبول میشه حتما! خیال باطل اصلا من بهش گفتم تا 3 نشه بازی نشه! نیشخند من بار سوم قبول شدم اونم باید به آجیش بره بار سوم قبول بشه! نیشخند جال اینه که من سری اول که سرتق بازی دراووردم رفتم با مهــدوی امتحان دادم 6 شهریور بود و روزی که قبول شدم 6 مهــر! خیال باطل 6 هم عدد مقدسیه هاا! قلبنیشخند

پریشب واسه اولین بار تو خونه ی خودمون خوابیدیم! دیروزم خاله اعظم و مینا اومدن یه سری از کارا رو انجام دادیم! البته هنوز یه عالــــمه کار داریم! دیشبم مامان اینا میخواستن خونه بمونن که من و مهسا داشتیم از خماری میمردیم گفتیم برگردیم ورد آورد! من که بدون تلفن اونجا نمی میونم! قهر بابا امروز قرار بود بره خط تلفن بخره که نمیدونم رفه یا نه! اگه نرفته باشه فردا با مهسا میریم مخابرات یه خط میخریم که زودتر وصله شه! فک کنم دیگه تا آخر این هفته اینجا باشیم! خیال باطل

/ 5 نظر / 5 بازدید
مهناز

بازم شیما با جزیئات وارد میشود[خنده] تفریک عقشم که بالاخره قبول شدیا و بیشتر از این آبرو خاندان و نبردی[نیشخند][قلب] مهسا هم ایشالا قبول میشه[شوخی] ااا ایول خونه خودتون خوابید بالاخره[خنده]...تو و مهسا خیلی سر زیاد شدینا[منتظر][نیشخند]

مهسا

[خنده] بچه رو تو خونه نمیزاریم زیاد حرف بزنه میـاد اینجا خالی میکنه خودشو! [خنده] آجـــــــی قفولیت مفارک! [هورا] ایشالا قسمته ما هم بشه![خنده]

مهناز

اااا به خدا من چشمک زدم این چرا اومد[نیشخند][چشمک]

امیر

سلاام اجیه:D با با مباركهههههههههههههههه اجي درايور. مهناز خودت گواهي نامه داري؟ هان هان؟ نوبت خودتم مي شه ها اون وقت واسه خاندانتون ابرو نمي زاري=))))))

امیر

bebin mahnaz yani behet hoshdar dada ye kari nakon bege mashino endakhti tu jub vagar na mige hame mifahmim mashino endakhti tu jub rasi aji jat khali emruz ba mashin raftam uni koli hal dad[رویا]