سرما خوردگی ...

سرما خوردم خفـــــــــن!! خنثی از شانس گند منم هروقت کفرانسی چیزی دارم سرما میخورم! منتظر ترم اول که کنفرانس شیوه ارائه داشتم بازم یکی دو روز قبلش سرما خوردم .. امروزم کنفرانس زبان داشتم و بازم ... قهر موفع کنفرانس تمام انرژیمو جمع کردم که اوکی باشم و خدارو شکر خوب بود! بچه ها که تعریف کردن میگفتن خیلی روون و خوب خوندی! مژه فقط خو حفظ نکرده بودم بیشتر سرم تو برگه بود داشتم از رو میخوندم ولی بیشتر بچه ها هم حفظ نبودن!

بعدشم دیگه سردرد گرفتم بدجور! صبح که سر کلاس معماری انگار تو مماخم شیلنگ باز کرده بودن! سبزنیشخند بعد حالا بدبختی اینه مامان دوتا پرتقال و لیمو شیرین گذاشته جلوم میگه برو واسه خودت آبمیوه بگیر!! تعجبخنده یعنی فک کن بدبختی تا چه حد دیگه ..! تعجبنیشخند

اومدم خونه جنازه بودم گرفتم خوابیدم که شب میخوام نود ببینم حالم خوب باشه وسطش خوابم نبره که نود نداد! قهر مث اینکه تا آخره جام ملتها تعطیله! دلم تنگ میشه واسش خو .. ناراحت قرار بود امروز نماینده های مجلس بیان در مورد انتقال تیما به شهرستان صحبت کنن! نمیدونم حالا اینکه فعلا تعطیلش کردن ربطی به این موضوع داره یا نه! متفکر تعطیل کردن که نتونه در مورد تیم ملی حرفی بزنه! ( بدبین شدم چقد تازگیااا! نیشخند )

یکی دو روزه میخوام راجع به تصمیمای جدیدی که گرفتم بنویسم که یا حسش نیس یا وقتش! حالا هروقت حسش اومد میام مینویسم! نیشخند

/ 1 نظر / 6 بازدید
مهسا

تصمیمات منو کشته!! [خنده][خنده]