همه چی آروووووووومه ... >:D

این چن روز حسابی همه چی حال داده بهمون! بغل

اینبار برنامه کوهمون رو یه کم عوض کردیم و پنجشنبه ظهر رفتیم توچال! خیال باطل اولش که تو گرما داشتیم میرفتیم بالا خیلی سخت بود و هنوز هیچی راه نیومده داشتیم نفس نفس میزدیم نگران اما ایستگاه 1 رو که رد کردیم یهوو همه چی عالی شد! قلب آهنگ گذاشته بودیم و باهاش میخوندیم و هی عکس مینداختیم و کلـــــــــــی با ویوی عالی حال کرده بودیم! بغل رسیدیم ایستگاه 2 و یه کم رفتیم بالاتر و از راه فرعی رفتیم بالا و نشستیم و عکس انداختیم و کلی واسه خودمون حس آزادی!! کردیم نیشخند و برگشتیم پایین که موقع غروب آفتاب تو راه باشیم! خیال باطل برگشتنه هم کلــــــــــــــــــــــــی دیوونه بازی دراووردیم و خنده بعدشم تو تاریکی مطلق تا ایستگاه 1 اومدیم و از اونجا به بعد دیگه مسیر یه کم روشن شد و رسیدیم پایین نیم ساعت علاف شدیم که یه پسره از بانجی جامپینگ بپره که آخرشم اوسگل شدیم و یارو ترسید نپرید!‌ خنده

بعدشم رفتیم آریا شهر اسنک زدیم تو رگ و ساعت 9:30 ، 10 رسیدیم خونه! خیال باطل

جمعه هم با مهناز رفتیم بهشت زهرا قسمت شهدا و شکلات پخش کردیم و کلی هم خندیدیم!‌ نیشخند کلا ما قبرستون هم بریم بهمون خوش میگذره!‌ خنده

از اونجا هم چون عزیز مهدیه رو پاگشا کرده بود و سالن دعوت بودیم رفتیم خونه عزیز اینا .. بازی پرسپولیس صبا رو اونجا دیدم و پرسپولیسم بعد از مدتها خوب بازی کرد و بـــــــــــــــــــــــرد بغل قلب حرکتا و حرص و جوش خردنای علی کریمی رو نیمکت معرکــه بود! عاشقشـــــــــــــــــــــــم قلب 

بعدشم رفتیم سالن و شب هم چتر شدیم خونه خاله اعظم اینا! نیشخند

یه بار پارسال پیارسال که تو مود قران خوندن و اینا بودیم و کلی سوال واسمون پیش اومده بود .. شوهر متین اومد خونه خاله اینا و با هم بحث کردیم و کلی نتیجه بخش بود بحثمون! مژه خداییش تنها آخوندیه که حرفاش انقد منطقیه که دیگه جای سوال واست نمیذاره! عینک

اینبار یهویی گفتن واسه شنبه خونه متین اینا قرار گذاشتن و ما هم دیگه انقد از جو بیرون بودیم که هیچ سوالی نداشتیم! از صبح داشتیم به این فک میکردیم که چی بپرسیم اما خودش انقد قشنگ صحبت کرد که بدون اینکه ما سوالی بپرسیم جواب خیلی از سوالای ذهنمونو پیدا کردیم! عینک من کلاس داشتم و جلسه ی مهمی هم بود اما هم اینکه محمدآقا اغفالم کرد نذاشت برم کلاس نیشخند و هم اینکه خودم دلم نمیومد برم و از اینکه نرفتم هم اصلا پشیمون نیستم! مژه چون از ساعت 2:30 که رفتیم تا 10، 11 اونجا بودیم و کلی حرف زدیم و بازی کردیم و خوش گذشت! نیشخند

وقتی رسیدیم خونه هم فهمدیم استقلال 4 تا از ملون خرده و دیگه حسابی ذووووووووق مرگ شدم! خنده چهـــــــــــــارتایی هاااااااااااااااااا قهقهه

/ 2 نظر / 13 بازدید
مهسا

واقعا محمد آقا خیــلی باحاله! خدا زیادشون کنه! [نیشخند]

مهدی

میشه ازتون بپرسم الان کجای جدولین؟[قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه] خوشم میاد وقتی تو بازی رو در رو کم میارین...آرزوتون میشه که یه تیم با عرضه تر از تیمتون پیدا شه..تا جلوی ایم موج آبی رو بگیره.... شما اگه حرفی واسه گفتن داشتین تو داربی میزدین.....؟[قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه][قهقهه]