برنامه هام ...

بالاخره درس و دانشگاه و امتحان دست از سر مام برداشت!اوه از روزی که امتحانام تموم شد تا شروع کلاسا حدود یه ماه وقت داشتم و تو این 1 ماه باید خیلی از برنامه هایی که دارمو شروع کنم! مژه از فردای امتحان که با مهناز و مینا و مهسا رفتیم پارک ملت و بعدشم چتر شدیم خونه خاله اعظم اینا تا چهارشنبه! نیشخند واسه همین تقریبا 3 روز اینجوری پرید اما دیشب بالاخره استارتشو زدم! از خود راضی البته یکی از برنامه هام هم همین چترینگ و ددر دودوره و اون 3 روز هم کلی به برنامه هام رسیدم خب! نیشخند

تو این یکی دو ماهه وضع کمدمام اسفناک بود! هی به خودم امیدواری میدادم که امتحان دارمو و اینا و مرتبشون نمیکردم نیشخند تا اینکه دیشب دیگه یه حالی بهشون دادم و کلی از آشغال پاشغالا ( جزوه ها نیشخند ) رو ریختم دور و لباسامو مرتب کردم و الان دیگه همه چی سر جای خودشه و نمیخواد جورابمو از تو یخچال پیدا کنم! مژه

زبانمو باید حتما حتما تقویت کنم! دیشب دوباره رفتم سراغ سی دی های Tactic و یه یونیتشو گوش دادم! در کنارش باید کتاب زبانای قبلیمو هم بخونم که کلمه ها و گرامرا یادم بیاد! خیال باطل

اگه بشه میخوام جزوه های html و ASPمو بخونم شاید واسه پروژه پایان ترمم بدرد بخوره چون واسه پروژه از این کارای تحقیقی اصلا خوشم نمیاد .. اگه چیز خیلی حرفه ایی نخوان دوست دارم برنامه نویسی یا طراحی سایت بدم واسه پروژه! یول

میخوام برم محک! تابستون میخواستم برم بهزیستی که زدن تو ذوقمون قهر و بعدشم یونی شروع شد! با خودم قرار گذاشته بود که بعد یونی برم محک .. چن روز پیش رفتم محک تهران ویلا گفت اونجا دفترشه و باید برم شعبه مرکزیش تو ازگل! مهنازم اونجا میره بخوام برم با اونم اما خب راهش دوره به من! دوست داشتم روزای بیشتری برم اما اگه بخوام برم ازگل یه روز بیشتر نمیتونم برم! ناراحت بعدشم خب 3،4 هفته دیگه دوباره کلاسام شروع میشه و معلوم نیست اونموقع بازم بتونم برم یا نه! متفکر دوست دارم برم اما واقعا نمیدونم چیکار کنم! نگران

میخوایم با مهناز و مهسا هفته ای یه بار بریم کوه قلب کلی هم برنامه رستوران و اینا داریم! نیشخند با سپیـده سعـیده اینام باید حتما حتما تو این هفته یه قرار بذارم! مژه

تو امتحانا به خودم قول داده بودم ٢۴ نبینم و به قولم هم عمل کردم! از خود راضی واسه همین خیلی عقب افتادم! باید در کنار همه ی این کارا ٢۴ هم ببنیم و تاااازه قهوه تلخو هم تا آخر سری ٩ بیشتر ندیدم! عینک سری ١١ و ١٢ و ١٣ رو هم حتی هنوز نگرفتیم! نگران اونارو هم باید زودتر بگیریم ببینیم که بدجور عقبیم! خنثی

بازم برنامه دارماا اما خب زیاد میشه بخوام همشو بگم میذارم واسه پست بعدی! نیشخند

پ.ن1: بالاخره این دوشتبه نود پخش شد بغل دلم واسش یــــه ذررررره شده بود! قلب خوشحالم که عادل قلب کم نیوورد و کفاشیانو دعوت کرد! هورا

پ.ن2: علی کریمی هم پرسپولیسو پیچوند و درست تو لحظه ای که دلمون به اومدنش خوش بود رفت شالکه! خنثی متاسفم واسه خودم و پرسپولیسم ...!

/ 7 نظر / 5 بازدید
طاها

سلام. واي كه چقدر حرف ميزني [چشمک] ميگم حال ميده ها امتحانات تموم ميشه آدم دلش باز ميشه . از خودت و مهناز و مهسا و مينا خانم ميخوام به وبلاگ من هم سر بزنين خوشحال ميشم و اگه دوستداتي تبادل لينك كنيم [گل]

مهناز

برنامه هات کشته منو[نیشخند] بازم یکی بهت گفت چقد حرف میزنی؟؟[خنده] پس طاها منو از تو وبلاگ تو پیدا کرده؟؟[نیشخند]

مهناز

تو یاد بگیر بسه[خنده] آره خوب حرف نمیزنی چرت میگی[نیشخند] [چشمک]

مهسا

خو راس میگه آجی خیلی حرف میزنی! [گریه][خنده]

مهناز

[قهقهه]گناه داره دلت میاد اینجوری میزنی تو ذوقش؟[خنده]

مهسا

بابا این اگه گناه داشت حداقل یه بار میخورد تو ذوقش! [کلافه][خنده][خنده]